ويانا جان ويانا جان، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

من و ني ني

دخمر ناز ماماني

1390/4/17 13:05
نویسنده : مامان رزي
1,428 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر ناز مامان ز

چند روزيه كه مامان وقت نكرده سري به وبلاگ شما بزنه آخه خيلي مشغول بودم و وقت نكردم 

هفته گذشته چهارشنبه با بابايي اومديم خونه آقاجون و پنجشنبه و جمعه با عزيز و خاله جون فيروزه

رفتيم واسه خريد سيسموني و براي شما عزيزم كلي چيزهاي خوشگل خريديم 

اين چند وقت حسابي به جشنز دعوت ميشيم اما هر سري من به بهانه اي در مي رفتم آخه

 من كمردرد شديدي دارم و خيلي نميتونم بشينم اما بلاخره قسمت شد كه به يكي از اين جشنها برم 

عزيز مامان شنبه 11 تيرماه سال 1390 اولين جشنی بود كه من و شما با هم رفتيم و اين اولين جشني

 بود كه مامان يه گوشه اي نشسته بودز آخه همه در حال رقص بودن و من تماشا ميكردم البته فكر

 كنم شما هم بدتون نيومده بود چون تو شكم مامان حسابي تكون مي خوردي اما بايد اعتراف كنم كه

خيلي خسته شدم و تا آخر جشن احساس كردم دست و پاهام ورم كرده خلاصه كه هر طور بود گذشت شب كه برگشتيم حسابي كمر درد داشتم و طبق معمول ماههاي اخير اصلا نخوابيدم

روز يكشنبه نوبت دكتر داشتم خانم دكتر اول وضعيت شما رو چك كرد وصداي قشنگ قلب شما رو

براي مامان گذاشتز ، اما به خاطر ورم شديدي كه داشتم تجويز خانم دكتر براي ماماني استراحت

مطلق شد و از رفتن به خونه چه با ماشينز چه با هواپيما زمنع شدم 

الان كه در حال نوشتن اين خاطرات براي شما هستم  ساعت 3 بامداد جمعه 17 تير ماه است 

چهارشنبه صبح بابايي به خاطر كارش مجبور شد كه برگرده بوشهر و من وشما خونه آقاجون مونديم 

واين اولين باري هست كه من و بابا آريا قرار واسه مدتي از هم دور باشيم 

مي دوني عزيزم اين دوري براي مامان خيلي سخته اما براي سلامتي شما مسافر كوچولو بايد

تحمل كرد من و بابا يي خيلي دوست داريم و بي صبرانه منتظر اومدنت هستيم 

دوست دارم دخمرمز

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

faeqeh
17 تیر 90 12:20
سختهههههههههههه میدونم هر چی به آخر میرسه انگار نمیخواد تموم شه ایشالا دوستِ باران من سالم به دنیا بیاد
faeqeh
17 تیر 90 22:32
مواظبِ خودت باش
مریم
20 تیر 90 14:25
سلام دوست خوبم چطوری؟ استراحت مطلق ؟؟؟؟ چرا ؟یعنی تا آخر 9 ماه باید فقط بخوابی؟از کی ورم کردی؟ راستی عکسهای سیسمونی رو گذاشتم دوست داشتی بیا ببین
مامان سید ابوالفضل
26 تیر 90 4:17
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه . . . عید شما مباااااااارک
مامان سید ابوالفضل
6 مرداد 90 5:15
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و ني ني می باشد